درحالی که مواضع ساده لوحانه و دشمن شادکن سید علی محمد دستغیب به آن میزان از انحراف رسیده که باعث طرد ایشان از طرف امت حزب الله و حتی نزدیکترین افراد به ایشان همچون برادرش و خانواده شهید دستغیب شده است ، در سایت اطلاع رسانی ایشان برای خالی نبودن عریضه و ملتهب نگاه داشتن فضا سخنانی از قول ایشان بیان شده که ادعا شده در جمع پزشکان بیان گردیده است. به هر حال هر چند که ما مطمئنیم تعداد مستمعین این سخنان از عدد انگشتان یک دست بیشتر نبوده است، امّا لازم دانستیم سخنان ایشان را مورد بررسی و نقد منصفانه قرار دهیم:
1- حال که مواضع افراد کمی شفافتر شده است ، ایشان نام امام خمینی(ره) و آیت الله نجابت را در ردیف آیت الله منتظری آورده است.
آقای دستغیب! امام خمینی(ره) در اثر ساده اندیشی ها و لجاجت های چه کسی مرگ خود را از خدا درخواست کرد؟
آقای دستغیب! مرحوم منتظری در مقابل امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری ایستاد شما نیز هم نماینده امام(ره) را ردّ کردید و هم سخنانشان را ؛ بعدا نیز هم نمایندگان مقام معظم رهبری را ردّ کردید و هم سخنان و حکم ایشان را. منتظری دعوای بین خود و امام را به bbc و رسانه های بیگانه کشاند؛ شما نیز چنین کردید ؛ منتظری در تضعیف ولایت فقیه و خوشامد بهائیان کتاب نوشت شما نیز گویا به چنین آینده ای می اندیشید!
آقای دستغیب! ذاتاً ايرادي ندارد اگر رای و عقیده شما با رای و عقیده امام(ره) و رهبری مخالف باشد امّا مشکل اینجاست که شما این مواضعتان را تاکنون از طلاب و اصحاب غیرخاصّ مسجد مخفی می کردید حتی امروز نیز پس از حماسه حضور 9 دی در عین حال که همچون رسانه های بیگانه سعی می کنید حضور میلیونها نفر از مخالفان خود را سانسور کنید مواضعتان همچون میرحسین موسوی در نرمش همراه با ابهام پیچیده شده.
آقای دستغیب! دلیل این همه کینه شما از نمایندگان امام(ره) و رهبری چه بود؟ دلیل این همه حمایتهای شما از مرحوم منتظری چه بود؟ گیرم که روزگاری در کنار ایشان بر سر بند جیم و گرایشات اقتصاد سوسیالیستی با مرحوم شهید ربانی و دیگران جدل کرده بودید چرا حتی پس از نامه دردناک وسراسر عتاب 6 /1/ 68 امام خمینی که درآن وکالت وجوهات شرعیه را هم از آقای منتظری پس گرفتند ، باز دست از حمایت کورکورانه وی برنداشتید و در نزد اصحاب خاص او را اعلم و جامع شرائط تقلید معرفی می کردید؟ آیا بصیرت و فطانت و مخالفت هوی و هوس ، جزء شرائط تقلید نیست؟ مگر آقای منتظری هیچگاه از حمایت داماد منافقش سید مهدی هاشمی بیزاری جست؟ مگر عمده اختلاف ايشان با حضرت امام(ره) – به اعتراف حجة الاسلام كروبي– بر سر مخالفتشان با اجراي حكم قصاص بر آن قاتل نبود؟ مگر نه اين كه وي و باند مخوفش، مرحوم شمس آبادي و فرزندانش و برخي ديگر رابه قتل رسانده بود.
شما كه حضرت امام(ره) را به خاطر انتخاب نماينده و امام جمعه ، امر به معروف و نهي ازمنكر كرديد، شما كه مقام معظم رهبري را امر به معروف ونهي از منكر كرديد، چگونه در برابر معاصي و خلاف شرع هاي دوستان و مريدانتان همچون خاتمي ، مهاجراني و منتظري تكليف را در سكوت ديديد؟ شما و مریدانتان كه ولي فقيه را معصوم نمي دانيد چگونه است که خود را معصوم از هرگونه خطا می شمرید؟ چگونه است که هر تحلیلی را اطرافیان بر شما تحمیل می کنند عین واقعیت می شمارید؟ اگر برخی اطرافیان شما سر در آخور انگلیس داشته باشند آیا این گونه مطلق نگرانه به دنبال آنها راه افتادن، هلاکت بار نیست؟ آیا آن آقایی که به واسطه اعتماد شما با خواب و خواب نمایی بساط درگیری شما با نماینده امام خمینی(ره) را شعله ورتر می کرد ، نزد شما باقی ماند؟ اگر بر فرض دشمنان بتوانند با این هیاهوهای ماهواره ای شان آسیبی به مملکت امام زمان (عج) بزنند فکر می کنید دوباره می گذارند روحانی واقعی یا حتی یک فرد شیعه معتقد در این مملکت بر سر کار بیاید؟ آیا بی هوی تر و سازش ناپذیرتر از حضرت آیت الله خامنه ای می شناسید؟ آیا انسانی بهتر از ایشان که مورد تایید آیت الله العظمی بهجت ، امام خمینی، بها ء الدینی ، فاطمی نیا ، حسن زاده آملی و... بوده باشد می شناسید؟
2- فرموده اید که مسجد ما را به خاطر امر به معروف و نهی از منکر تعطیل کردند؟؟
آیا ایستادن در مقابل قانون و رهبری و رای مردم – که زمانی میزانش می دانستید – امر به منکر است یا معروف؟ مگر شما به مهندس موسوی نگفتید که من به واسطه تایید شورای نگهبان و رهبری از شما حمایت می کنم؟ مگر بسیاری افراد با این ادعاهای دلخوش کنک شما و شعارهای امام امام ایشان به وی رای ندادند؟ آیا این سخنان فقط برای جلب نظری و جمع رایی بود؟ مگر زمانی که ما احساس می کردیم مسیر شما از امام یا رهبری فاصله گرفته شما مکرر در مسجد قبا به ما نمی فرمودید: اختلاف سلیقه طبیعی است و ما بر اساس علم خود عمل می کنیم مگر این که رهبری حکم دیگری کند ؛ در آن صورت ما برخلاف سلیقه مان سمعاً و طاعةً قدم برمی داریم.
آقای دستغیب شما و طرفدارانتان که مخالفان قائم مقام رهبری را ، از دایره ایمان خارج می شمردید، نظرتان درباره مخالفان حکم ولی فقیه چیست؟
3- گفته اید که حال که بنده روی منبر مردم را نصیحت می کنم باید ببینم که آیا گفتارم با عملم یکی بوده یا نه؟
آقای دستغیب!
آیا دیگران را به نصیحت پذیری دعوت می کنید و خود را معصوم می شمرید؟ چرا جواب هیچ یک از این بیانیه ها و نامه ها را تاکنون نداده اید؟ این همه طلبه و مرید بریده از شما - که حقیر یکی از آنها هستم – جنابعالی را در اشتباه بودن مسیرتان دچار تردید نکرد؟به قول خودتان اینها حرف خاصی ندارند فقط می گویند نامه ما ونقد ما کجا رفت؟ آیا این نامه ها و انتقادات را اطرافیان خدمت حضرتعالی می آورند یا نه آنها را به گاودانی کذایی می سپارند؟ شما که از ضرب و شتم مردم بی گناه اظهار ناراحتی کردید و بیانیه دادید چرا برای ضرب و شتم جوانی که در مسجدتان قصد سوال از میرحسین موسوی داشت بیانیه صادر نکردید؟ چرا خودتان با القاء تقلب زمینه ایجاد فتنه و آشوبگری را بر عده ای جوان فریب خورده فراهم کردید؟ مگر پرچمدار نهضت قانون گرایی و دروغ ستیزی جناب میرحسین، قانون منع تجمع بدون دارا بودن مجوز کمیسیون ماده 10 احزاب را خود در دوران نخست وزیری به دستگاه ها ابلاغ نکرده بود؟ آیا گفتار شما با عملتان یکی است؟ چرا مریدان شما، مخالفان خود را به انواع ترفندها از سر راه کنار می زنند؟ آیا زمان آن نرسیده که به طلابتان بیاموزید که تهمت و غیبت و دروغ از گناهان کبیره است؟ چرا مسجد شما خارج نشین هایی چون آقای مهاجرانی را تربیت کرد؟
4- فرموده اید وقتی مردم عزیز و جوانان به مسجد می آمدند خودمان حسّ می کردیم که روحیّات مردم عوض شده است؛
آقای دستغیب! اگر مدعی هستید که درس اخلاق حضرت عالی میوه ای جز کبر و غرور به ارمغان می آورد چرا اثرش در رفتار عملی مریدانتان نمایان نیست؟ آیا توهین و حتی ضرب و شتم نمایندگان مستقیم حضرت امام خمینی(ره) ـ همچون آیت الله حائری و جنتی و دیگران ـ به دست کسی جز طلاب شما صورت گرفت؟؟چرا این نشاط و صفای روحی که شما مدعی اش هستید ، مانع توهین اصحابتان به مراجعی همچون آیت الله العظمی مکارم نمی گردید تا بدانجا که حتی ایشان را ....... می خواندند؟ آیا غایت عرفان ، نخوت و بداخلاقی و کم محلی و آروغ زدن و نفاق و تبلیغ دشمنان امام خمینی(ره) با سهم امام (ع) است؟
این مریدان با صفا ، چرا مخالفان را که در برابر مسجد آتشیها ـ و کانون جدید خبر پراکنی bbcـ تجمع کرده بودند ، تهدید به قتل نمودند؟؟؟؟ مگر مسجد شما با باند سید مهدی هاشمی پیوندی دارد؟
5- همه شما متوجّه حق و باطل هستید؛ الحمدلله فکر شما باز است که اگر این فکر باز همراه با دور انداختن محبت مال و ریاست باشد انسان خیلی راحت متوجه حق می گردد.
آقای دستغیب! ما از علما آموختیم که حبّ دنیا فقط حبّ مال و ریاست نیست. دنیای هر کسی شکلی دارد و دنیای برخی تنها مرید پروری است و بس. چنین افرادی چه بسا آخرت خود را به خوشامد یا بد آمد دیگران بفروشند که حضرت امام علی (ع ) فرمودند: هیچ چیز برای انسان مومن زیان بارتر از صدای پای مریدانی که در پی وی می آیند نیست.
6- این مسجد با پول مردم جمع شده است و هیچ کس نمی تواند آنجا را غصب کند و نمازش باطل است و همچنین عوض کردن اسم مسجد از ناحیه هر کسی که باشد جایز نمی باشد و باید مسجد را همانند روز اوّل تحویل دهند؛ این حکم خدای تعالی می باشد...
اولا: این که فرمودید: این مسجد با پول مردم ساخته شده درست ، اما آیا سند آن را به نام شما زده اند؟ آیا مردمی چون حقیر، پول برای ساخت مسجدی داده اند که مستحکم کننده پایگاه حزب الله باشد یا تحکیم بخش جنود الشیطان؟ بعلاوه بنده و گروه دیگری از دوستان خمس مالمان را به جهت اعتماد به شما ـ و این که مطمئن بودیم حضرتعالی از جمیع مراجع اجازه دریافت خمس دارید ـ خدمتتان تقدیم می کردیم بی آنکه شما از ما بپرسید که مرجع تقلید ما کیست ؟ و زمانی که مطلع شدیم شما از مقام معظم رهبری چنین وکالتی ندارید دیگر دیر شده بود. به هر حال خواستم گوشزد کنم که پول هایی هم که در ساخت مسجد صرف شده از کجا آمده است به علاوه وقتی مسجدی با ارعاب و تهدید مریدان بی اخلاق شما و خرید اجباری منازل اطراف توسعه بیابد تکلیف نماز گزاردن در آن روشن می شود.
ثانیا : خدای تعالی با فرمان تخریب مسجد ضرار به ما آموخت که حتی قداست مسجد نمی تواند سپری باشد تا منافقان با سوءاستفاده از آن بر ضدّ مسلمین توطئه کنند و پس از آن نیز پرچمدار واقعی این نهضت ـ حضرت امام خمینی(ره) ـ به ما آموخت که اختیارات ولی فقیه عین اختیارات رسول الله(ص) است و ولی فقیه در زمانی که مصالح واقعی جامعه اسلامی ایجاب کند می تواند دستور تخریب مسجد، تعطیلی موقت حج و... را بدهد.آری، ما جان فدای نسخه ولایت فقیه خمینی(ره) هستیم نه راهرو ولایت فقیه آمریکایی.
7- هدف ما از این امر به معروف و نهی از منکری که کردیم(که نتیجه آن شد که بیایند و مسجد را مسدود کنند) این بود که اوّلا به تکلیفمان عمل کرده باشیم و کاری هم به نتیجه عملمان نداشتیم و ثانیاً تقرّبی از این جهت به خدای تعالی داشته باشیم و ثالثاً اینکه مردم را متوجّه قرآن و سنت کنیم ... ما الحمدلله مسجد رفتن و نماز خواندنمان وسیله ای است برای تقرّب به خدای تعالی.
اگر هدف حضرتعالی امر به معروف بود چرا فرمایش حضرت امام خمینی(ره) را تحریف کردید؟؟ امام فرمودند:پشتیبان ولایت فقیه باشید تا آسیبی به مملکت شما نرسد معنای این جمله روشن است و عوامّ نشان دادند که از ما خواص بهتر این را درک می کنند اما متاسفانه شما فرمودید که امام منظورشان این بوده که اگر مردم از ولی فقیه حمایت نکنند، ولی ولایت ندارد و... ؛ آقای محترم! در کدام کتاب اصولی و منطقی جملات را این گونه معنا می کنند؟؟؟؟؟
اگر با بصیرت به کرده های خود در این مدّت بنگرید خواهید دید که اعمال و گفتار شما در این فتنه بیش از این که امر به معروف باشد امر به منکر و نهی از معروف بوده ؛ برای نمونه شما از قانون شکنی ، فحاشی، حرمت شکنی ، فتنه انگیزی معدودی از آشوبگران حمایت کردید امّا سوزانده شدن کتابخانه مذهبی خوابگاه ، اتاق نگهبانی و دفتر بسیج و بعلاوه کشته و زخمی شدن جمعی از مردم عادی و بسیجیان را نادیده گرفتید امیدوارم نمونه عکس های زیر کمی شما را به اشتباهاتتان واقف کند
آقای دستغیب! اطاعت از قانون یا ولی فقیه آنجا که مطابق میل ما دستور دهد هنر نیست ، چرا که آنجا شما مطیع سلیقه و هوی های خود هستید نه قانون عرفی و شرعی این عین کلام الهی است:
فلا و ربّک لایومنون حتّی یحکموک فیما شجر بینهم ثم لایجدوا فی انفسهم حرجا ممّا قضیت....( نساء- 65)
قسم به خدا ایمان نیاورده اند تا زمانی که حکم تو را در نزاع ها و اختلافاتشان بپذیرند و از نسبت به آن حکم هیچ دلتنگی نداشته باشند...
آقای دستغیب متن سخنرانی خود را پس از رای آوردن نامزد هم جناحیتان سید محمد خاتمی در تاریخ سوم خرداد 76 بخوانید و به گفته های خود آنجا که مؤکّدا تکرار می کنید: نظر رهبری معیار همه چیز است و ایشان پدر همه ماست و رای ما به خاتمی به خاطر تایید رهبری بوده و... بیندیشید (آیا حرف ما با عملمان سازگار است)؟؟؟؟؟
آقای دستغیب! آیا زمانی که نامزد انتخاباتی باب میل ما رای نیاورد باید مملکت را به آتش بکشیم؟؟؟؟؟؟
آقای دستغیب! به ياد بياوريد كه در دوره وزارت كشورعضو ارشد كميته صيانت از آرا یعنی جناب موسوی لاری تظاهرات رای من کو؟ در شهرستان صدهزار نفری ایذه با چهار کشته سرکوب شد و درگیری در شهر سی هزار نفری سمیرم به هشت قربانی آرام گرفت . عملیات آرام سازی سبزوار با سی و پنج زخمی و دوازده شکستگی استخوان و یک کشته به آرامش رسید و به دنبالش محمد خاتمی ابراز امیدواری کرد که سوء تفاهم مردم سبزوار برطرف شده باشد اضافه کنید به اینها آرامسازی درگیریهای انتخاباتی فیروزآباد فارس با 4 کشته را و... .
آیا آن زمان ( هشت سال دولت دلخواهتان)، زمان وا، دماء المسلمین سر دادید؟؟؟؟
آقای دستغیب! باور کنید که جنبش سبز اسرائیلی به اهداف خود دست یافته است و به همین میزان فتنه انگیزی کفایت کنید.
دولت احمدی نژاد، مشروعیت اسرائیل را به چالش کشانده بود؛ احمدی نژاد انرژی هسته ای بومی کشور را نهادینه کرد؛ احمدی نژاد به مملکت ما و مسلمانان عزت بخشید و در برابر، جنبش سبز توانست همه این عزت ها را به بهانه کسب عزت برباد دهد. توانست ذهن مردم ومسئولان کشور ما را چنان سرگرم کند که از اسرائیل و ساخت دیوار فولادی در مرز مصر و کشتار شیعیان یمن و... غافل شوند یا مجبور شوند خود را به غفلت بزنند
راستی یادمان باشد نمی توان با بیانیه محکومیت دولت چین و روسیه ، زشتی هم نوایی با انگلیس و آمریکا را از بین برد باید راه خود را عوض کنیم که امام خمینی(ره) فرمودند:
نبايد ما فراموش كنيم كه در جنگ با امريكا هستيم. ما در جنگ با امريكا و تفالههاى امريكا [هستيم]، اين تفالههايى كه قالب زدند خودشان را و ما غفلت كرديم، الآن هم هستند. بايد هر يك از اينها را شناسايى كنيد و به دادگاهها معرفى كنيد، ننشينيد كه باز يك جايى را آتش بزنند. اينها مىخواهند خرابى كنند، كار ندارند به اين كه كى كشته بشود و كى از بين برود، دشمنى خصوصى هم با هيچ كدام ندارند.
خط اين بود كه اصلًا امريكا منسى بشود. يك دسته شوروى را طرح مىكردند تا امريكا منسى بشود، يك دسته «اللَّه اكبر» را كنار مىگذاشتند، سوت مىزدند و كف مىزدند آن هم روز عاشورا.
خط اين بود كه اين قضيه مرگ بر امريكا منسى بشود. ( صحيفه امام ج15 ص : 29و30 )
کلامم را با یک جمله از سخنان خودتان و دو جمله از فرمایشات شهید دستغیب به پایان می بریم ؛
1- شما در همین سخنرانی مورد اشاره گفته اید:
حال با توجه به سیره معصومین(صلوات الله علیهم) آیا بنده و جنابعالی حاضر هستیم که خودمان را فدای اسلام و قرآن و سنت کنیم یا نه، قرآن و سنت باید فدای ما شود؟
بر این گفتارتان بیندیشید ، در انتظاریم که به لطف حق این گونه عمل کنید.
2- و مرحوم شهید دستغیب در باب فتنه و ضرورت اطاعت از ولی فقیه می فرماید:
گناه فتنه از قتل بزرگتر است: چنانچه اشاره شد گناه فتنه دینی از قتل نفس، به نص قرآن مجید، بزرگتر است. زیرا قتل نفس تنها از بین بردن حیات موقت و عاریه دنیوی و در حقیقت خلاصی از شرور و آفات این عالم است. ولی فتنه دینی سبب قطع حیات ابدی و بیبهره شدن از نعمتهای جاویدان است و همان اندازه كه عالم آخرت از دنیا بزرگتر و مهمتر است، بلكه قابل قیاس نیست، همچنین فتنه دینی هم از قتل نفس بزرگتر و مهمتر میباشد.
كیست كه این ناله مرا به گوش عمامه سر های ایران برساند، هر كسی می خواهی باش خودت را مجتهد می دانی، مقدمات خوان می دانی، نمی دانم، هر چه خودتان می دانید. بر تو واجب است امروز تبعیت از یك نفر، تو حق نداری درمقابل رهبر حرفی بزنی، تماما باید تبعیت كنند، طبقات دیگر هم به این قسم ، دانشجویان عزیز، آی دانشگاهیها ، هوشتان باشد گرگ ها شما را از رهبر اللهی جدائی میندازند ، شما را گروه گروه نكنند ، شما را طعمه خودشان قرار ندهند، وسیله پیشرفت دشمن نشوید.
هر عمامه سری كه از رهبر مكرم فاصله بگیرد ، لعنت خدا برش باد. تمام عمامه سرها همه باید مطیع،همه باید مطیع یك رهبر،امام یكی نائب امام هم یكی،دیگری هیچ تقدم ندارد. همه باید فرمان ببرند ، همه باید اطاعت بكنند.
حتی مكرر گفته ام، حسن و حسین یكی شان امام بود، حسن امام حسین ماموم، هیچ وقتف حسین تا حسن بود در عرض نبود، تابع، تابع، هر چه بهش می گفتند، می گفت هر حسن بفرماید، دو تا امام نمی شود، دو تا نائب امام هم غلط است، دو تا رهبر غلط است.
منبع: سايت روايت